تبليغاتX
فراموشم کن!

 

سلام....سلام م م م م م !

 

اول از همه حرفامو با يه تك بيت ناقابل كه خودم گفتم شروع ميكنم

 

(نظرتونو بگين درموردش):

 

 منم آن تيره دل رفته از ياد..............منم آن خاکستر رفته بر باد

 

خب بسم الله

 

خوبين بروبچس؟؟(خدا رو شكر)

 

خيلي دلم براتون تنگ شده بود

 

خوشحالم كه دارم آپ ميكنم

 

راستش توي اين پستم و اين دفعه كه دارم

 

آپ ميكنم و واسه شما مينويسم

 

خيلي حالم خوب نيست.....حالم گرفتس

 

دنيا گرگه.....

 

با چنگالهاي بي رحمش تن آدما رو (قلبشونو)زخمي ميكنه

 

ما هم  كه ازين قاعده مستثنا نبوديم و يه زخم خورده ايم

 

 و يه فراموش شده ه ه ه ه ه ه ه ه ه .......

 

راستي رفقا من يه چيزي رو خيلي وقته ميخوام بهتون بگم

 

ولي هميشه  يادم ميره

 

آره اينو ميخوام بگم كه يكي از داداشاي

 

وبلاگ نويسمون (محسن) عزيز

 

كه وبلاگي با عنوان (تنهاترين) داشتند

 

چن مدت پيش واسه هميشه از نت و وبلاگ و اين حرفا خدافظي كردن

 

 و اين دنياي مجازي رو با همه

 

خاطرات تلخ و شيرينش ترك كردن.....

 

من ميخوام از همينجا( درسته كه خيلي دير شده) ازشون خدافظي كنم

 

و از طرف همه دوستان بهشون بگم كه:

 

" داداش محسن گل هميشه به يادت هستيم

 

و هرگز فراموشت نميكنيم"

 

شما هم ما رو فراموش نكن و گاهي اوقات يه سر به ما بزن ....

 

خب بگذريم!

 

دوستاي قشنگم!

 

من با خودم خيلي فكر كردم  به همه چي ...به اينترنت ..

 

به وبلاگم كه متعلق به همه شماس

 

و مهم تر از همه به رفتن!

 

آره بالاخره يه روز همه ماها بايد مثل

 

محسن ازين دنياي مجازي دل بكنيم و بريم

 

خيلي سخته خيلي زياد.....مث ايكه حسابي معتاد شديم به نت!

 

ولي چاره اي نيست (رفتني بايد بره)

 

ما كه فعلا مزاحمتون هستيم و

 

 قصد ترك دوستاي گلي مثل شما رو نداريم

 

ولي بالاخره يه روز (چه باخبرو بالعكس)بايد بريم

 

اي بابا ببخشيد حال شما رو هم گرفتم

 

بيخيال رفتن

 

فعلا كه داريم مينويسيم تا بعد ببينيم چي ميشه

 

(ببينيم تقدير چي ميخواد)

 

بروبكس قشنگ و دوست داشتني .....

 

به يادتون هستم(به يادم باشيد)

 

از ياد رفته را قدرت فرياد نيست

 

خيلي دلم گرفته

 

برام دعا كنين

 

يادتون نره ها

 

خيلي دوستتون دارم

 

مواظب خودتون باشين

 

يا حق

 

 

اين متن قشنگ هم واسه اونايي كه عاشقن:

 

 

دکتر گفت:گول" خونت زیاد شده

 

زیاد "گول" میخوری؟

 

گفتم "نه"

 

گفت یه نسخه مینویسم:

 

امپول بی وفایی ،صبح ،ظهر، شب.

 

شربت بی معرفتی 

 

قرص زیر زبانی دروغ

 

بعد گفت: در ضمن

 

شنیدن هر گونه حرف عاشقانه قدغن

 

چون حاوی میزان زیادی "گول" است.

 

 

 

 

نظر یادتون نره ه ه ه ه ه ه ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 20:23 توسط مهدیس |

سلام دوستان

خوبید ایشالله؟

منم بد نیستم

اومدم بهتون بگم که یه وبلاگ جدید ساختم البته توش کار نمیکنم

فقط ساختمش که مردم بیان استفاده کنن از عکساش و ...

اینم آدرسشه:

www.kaboooootar.blogfa.com

اگه كسي كاري باهام داشت همينجا نظر بده

با اون زياد كاري نداشته باشين

البته نظر بدين تو اون وبلاگم

در مورد كامي و هومي عزيز هستش

مواظب خودتو باشين

دوستون دارم

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•

سیلام م م م م م م م م م م م م م م م م م

من اومدم م م م م م م م م م م م م م

خوبین رفقا؟

منم  خوبم

من بالاخره بعد از مدتها آپ کردم م م م م م م م م م م م

خیلی خوشحالم خداییش

اول از همه  فرارسیدن سال نو رو بهتون تبریک میگم و  بهتون سر میزنم

و عیدی هم ازتون میگیرم

فدای همتون دوم اینکه  تولد سعید (شاهرخ ) عزیز  هستش و من میخوام

از همین جا و با تمام وجود فریاد بزنم:

سعید (شاهرخ ) جان تولددددددددددددددددددددددت مبارک

نمیخوای کیکو ببری؟

بابا دهنمون آب افتاد

خب اینم از کیک

دیگه عالی شد

به به چه کیکی

خوردن داره ها (البته تک نفره)

حالا ديگه برين خونه هاتون

اين كيكه يه نفرس....حتي به خود شاهرخ هم نميديم

بي خيال بفرماييد همه يه تيكه ورداريد

البته با دست

حالا نوبت كادوهاس..............هي آقا كجا؟ كادوتو بزار رو ميز بعد برم

چرا فرار ميكني؟كيكو خوردي و دررفتي؟

اينم كادوي من به شاهرخ عزيز

سعيد جان نميخواي بازش كن

همه دست  و هورااااااااااا

خب ديگه درسته كه ۱ / ۱۲ / ۸۶ تولدت بوده و يك سال گذشته ولي

اميدوارم تبريك منو بپذيري

خب رفقا ما ديگه رفع زحمت كنيم

كاري نداريد؟

نظر يادتون نره ها

دوستون دارم يه دنيا

تنهام نزارين ....تنهايي درد بزرگيه

يا حق

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 15:1 توسط مهدیس |

سيلاممممممممممممممممممم

خوبين دوستاي گلم؟

خدا رو شكر  منم خوبم ولي زندگي سخته بايد تحملش كرد

واي يه خبر خوب دارم واستون

باشه ميگم:

اول كادوهايي كه اوردينو بدين بهم بعد ميگم

 اونايي كه كادو نياوردن كيك بهشون نميديم

حالا همه با هم : تولد ، تولد ، تولدم مبارك

آره بخدا تولدمه البته ۱۷ آذره ولي من چون شنبه

 نميتونم بيام  الان آپ كردم

 تبريك بگين بهم 

تولدم مبارك

۱۷ آذر ۱۸ سالم كامل ميشه واي خدايا يني ۱۸ سال

 زندگي كردم؟

خب حالا نوبت كيكه

بيخودي به شكماتون صابون نزنين تولد ديگه تموم شد

بفرمايين آقايون خانوما برين خونه هاتون

خودم زحمت كيكو ميكشم

دوستون دارم عزيزاي من

از حالا من فقط جمعه ها ميام تو نت آخه خيلي گرفتارم

به يادتون هستم

باي

 

 

نشد يه جا بمونه و آخر بشه مال خودم

حتي يه بار يادش نموند ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد ديگه نره سفر

شعرام بجز اون روي هر ديوونه اي گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل واسش شقايق بچينم

نه اينكه من نخوام برم ، نذاشت گلها رو ببينم

نشد همه دعا كنن هميشه اون باشه پيشم

يكي ميگفت خواب ديده كه اون گفته عاشقش ميشم

اما نشد قسمت ما يه لحظه روشن و خوش

پيغام واسش فرستادم ... بيا ... بازم منو بكش

نشد كه نشكنه بازم اين چينيه شكستني

هيچ جاي دنيا نديدم ، عجب چشاي روشني

باور نكرد يه موجشو به صد تا دريا نميدم

يه تار مو خواستم ، نداد ، گفت به تو دنيا نميدم

راست ميگه هر چي اون بگه ، من كجا و ديوونگي؟

چه جور به حرفش گوش كنم ، اون گفت بچسب به زندگي

خلاصه كه آخر نشد ما گل سرخ رو بو كنيم

نشد يه بار هم برسم به آرزو هاي محال

يه خاطرهمونده برام با يه سبد ميوه كال

نشد منم واسه يه بار به آرزوهام برسم

گذشته كار از كارمون ، دير شده به خدا قسم

 نشد دوستت دارم بگه ، به من كه نه ، به ديگري

نشد يه بار هم رد نشه از روي شعرام سر سري

نشد برم

نشد نره

نشد بخواد

نشد بياد

نشد ولي شايد بشه ، واسم دعا كنين ... زياد

از شما پنهون نكنم ... يه حرفهايي بهم زده

گفته همين روزها مياد ، اما هنوز ............. ؟

قصه داره تموم ميشه ، مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعاكنين ، اول خدا ... بعد هم شما

 

 

  دوستون دارم يه دنيا

باي

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 19:32 توسط مهدیس |

 

فراموشم كن ...

سر فصل ،

بسر امد ...

مانند غروب

دلنشين خورشيد ...

در پس روزي

زيبا و  طولاني

رفتن آفتاب

به مانند حكمي

اجرا ميشود و

انتظار براي طلوعي ديگر

شروعي دوباره مي يابد ...

بودنم ،

شايد ارمغاني نداشت ،

جز مزاحمتي هميشگي ...

گفتم كه :

ميگويم گفتنيها را

و بعد به انتظار طلوعي ديگر ،

شايد در اسماني ديگر ،

و در افقي ديگر ...

ميداني كه

سرفصل بسر امد ،

آمدم ،

بودم ،

گفتم ،

رفتم ...

خاطره اي شايد ماند ،

مانند ردپايي بر

ساحلي طوفاني

كه با هر موج خشمگيني

ميرود از ياد و

دوباره با قدمي ديگر

حك ميشود بر سينه كش راه ...

فراموشم كن ،

حال بنگر ،

به طلوعي ديگر ...

آنجا نام ديگري ،

در افقي ديگر ميدرخشد ...

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:26 توسط مهدیس |

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

 

عشق يعني عاشقي، دلدادگي........

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 14:7 توسط مهدیس |

 

 

نخبه شناسی!!

 

نخبگی یا نخالگی مسـله این است!

اگر فکر میکنید نخبه ها فقط کسانی هستند که از هوش و ذکاوت و پشتکار زیادی برخوردارند سخت در اشتباهید!

نخبه بی حیا: ارشمیدس،به دلیل عدم رعایت شئونات در حین یافتن!

نخبه ی علاف: نیوتن، به دلیل مگس پرانی و یه قل دو قل زیر درخت سیب!

نخبه اشتباهی: ابن سینا، به دلیل نامگذاری اشتباهی کتابهایش!

نخبه ریاضی: علی پروین، به دلیل طرح نظریه: ۷۰٪ آماده ایم میماند ۴۰٪ بقیه!

نخبه منکرات سر خود: بابا طاهر عریان!  

نخبه جهت یابی: علی اکبر استاد اسدی، بخاطر باز کردن دروازه ایران در بازی ایران-ژاپن!

نخبه با تعصب: علی انصاریان، به دلیل تعصب بیش از اندازه به باشگاه پرسپولیس!

نخبه فداکار: پتروس، چون توانست فشار آب پشت یک سد را با یک انگشت مهار کند!

نخبه سرکاری: مونالیزا، بخاطر لبخندی که سالیان سال همه مردم دنیا را سرکار گذاشته!

نخبه برنامه کودک: مجید قناد (عمو قناد) و قلقلی، بخاطر اینکه 50ساله با همون شکل و شمایل برنامه کودک درست میکنند.

بروبچس شما هم میتوانید راه و روش نخبه شدن را یاد بگیرید!!!!!!  

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:18 توسط مهدیس |

 

 

عشق واقعي تو كتاباس......

 

اعتماد نکن به حرف های قشنگ عاشقونه
اعتماد نکن به اون که می گه منتظر می مونه
انتظار نداشته باش که تنها با تو باشه و بس
شک نکن تو مطمئن باش با کسای دیگه هم هست
هرچی که داری تو سینه رو نکن نگو که اینه

برای گفتن رازت لبای اون در کمینه
به خنده هاش دل نبازی تو با گریه هاش نسازی
اینا همش یه فریبه که تو رو بگیره بازی
مواظب باش که نریزی اشک رو شونه ی ظریفش
مطمئن باش که تو با احساس نمی شی حریفش

 

                         

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:12 توسط مهدیس |

در پس روزي
زيبا و طولاني
رفتن آفتاب
به مانند حكمي
اجرا ميشود و
انتظار براي طلوعي ديگر
شروعي دوباره مي يابد ...
بودنم ،
شايد ارمغاني نداشت ،
جز مزاحمتي هميشگي ...
گفتم كه :
ميگويم گفتنيها را
و بعد به انتظار طلوعي ديگر ،
شايد در اسماني ديگر ،
و در افقي ديگر ...

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•

دختري هستم از جنس تنهايي كه
چشماني منتظر دارد و زخمهاي زمانه بر قلبش،
حكم مرگ را برايش صادر كرده است...

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•

من (مهديس) بچه شيرازم و عاشق گيتار و
متنفر از دورغ ، يه چشم به راه و در آخر يه زخم خورده...


Home
Email
Night Skin